نامه ای از ابلیس به آدم زمینی سال 91

 

من همان بودم که تو را از گرمای آغوشش باز پس گرفتم...

و تو نفهمیدی...

او نگاه کرد و تو ندیدی...

من همان بودم که انگشتان دستش را از دستان نحیف تو یک به یک گرفتم ...

ولی باز هم ندانستی ...

ای انسان تو هنوز بازیها خواهی خورد...

نخواهم گذاشت به این آسودگی جای مرا درون جنت مقدسش بگیری...

به نقصان نداشته هایت ببالی و به داشته های پوچت بیارائی...

تو نحیفتر از آنی که جای من ابلیس را بگیری...

اگر گاهگاهی بوی اهورائیش به مشامت می رسد ...

این سراب دگرگون کننده را باور مکن ...

من، ابلیس، نخواهم گذاشت که تو جاهلترین، خودخواه ترین و نادانترین موجود زمینی،

من آتشین را بی آبرو کنی...

من ابلیس ، به خدا ثابت خواهم کرد که بد کرد...

که بد موجودی را جایگزین فرشته ارشد کرد...

اشک نریز

این اشکهای سرخ آبی و سبز ، آخرین ندیمه های وجودت را فریاد می زند...

تکه تکه می کنم این ندیمه های سرخ رگ را که دیگر رگ انسان بودن در وجودت لالائی معبود نخواند...

چاه غفلت من بزرگتر از اینهاست...

جسدها درونش انباشتم تو را نیز خواهم برد...

 تو با من خواهی سوخت...

و او خواهد دید که چه موجود ضعیفی را طلیعه دار آبرویش  کرده است...

او خواهد دید که ارزش این همه اعتماد را نداشتی ...

او خواهد دید هر کس و ناکسی ابلیس نخواهد شد...

هر جاهل ناشکری او را نخواهد دید ...

هر نابینای فطری لیاقت عشق او را نخواهد داشت ...

آری اشک بریز

تا مالامال آخرین قطره خون انسان بودنت گریه کن...

اگر می بینی هنوز بوی عشق به مشامت می رسد...

به خاطر این است

که هنوز پشیمان نشده...

 

هنوز با نگاهش نگاهت می کند...

هنوز آخرین انگشت دستانت را درون مشت اهورائیش به ودیعه نگاه داشته است...

فرشتگانش داد می زنند طاقت بیاور ای انسان...

تو را به جان ما...

تو را به خاطر الله امیدت را نا امکید نکن...

او دوستت دارد...

او عاشق است...

تو معشوق اوئی...

او هنوز امید وار است که تو را به آغوش بگیرد...

و تو لذت عشق مجنون وار او را حس کنی...

ولی من ابلیس نخواهم گذاشت...

با تمام بافته های همیشه موفقم تو را دوباره خواهم گرفتم...

تو هم همراه من خواهی سوخت ...

نسلت را از جنت خواهم گرفت...

نمی گذارم حتی سایه انگشتش نیز بر دستانت بماند ...

تو را آنچنان دور خواهم کرد که در حسرت بوی عشقش هر ثانیه حافظه ات را تکه تکه کنی

تو جاهلتر از آنی که لیاقت الله را داشته باشی

و من این را ثابت خواهم کرد...

 

 



/ 4 نظر / 38 بازدید
مهدی

با سلام وبلاگ خوبی دارید. خانم اکبری شما رو با نام آوایی از عرش به لینک دوستان اضافه کردم. شما هم در صورت تمایل ما را با نام مهندسی منابع آب لینک کنید. با تشکر

مهدی

بسیار عالی. لعنت بر ذات بد ذات ابلیس.

فرید

با عرض سلام و خسته نباشید از ظاهر وبلاگتان این طور به نظر می رسد که برای آن زحمت کشیده اید ما هم می خواهیم شما را در این زمینه یاری برسانیم شما یقینا محدودیت هایی که یک وبلاگ دارد را به خوبی می دانید با این حال بد نیست مجددا آنها را با هم مرور کنیم: وجود یک تبلیغ ناخواسته و نامربوط با محتوای وبلاگ محدودیت در قالب های وبلاگ نداشتن فضای مناسب برای قرار دادن فیلم و عکس و فایل و ... سخت بودن افزودن یک امکان ساده، مانند نظرسنجی،آمارگیر جدید و ... عدم پشتیبانی از امکانات پیشرفته تر با این حال راهی ساده برای حل تمامی این مشکلات وجود دارد تبدیل وبلاگ به سایت به آدرس سایت مراجعه کنید و مراحل را دنبال نمایید و ظرف 24 ساعت از تمامی این مشکلات برای همیشه خلاصی پیدا کنید موفق باشید 143366406

mozhgan

سلام ممنون از نظرت. وبت خیلی پر محتواست.