جوابم را دادی...

گویاست ...

نمی گویم چرا اینبار زود برگشتم ...

چون خودت می دانی ...

جوابم را در کوچه باغهای همیشه سبز رحمتت چه زیبا و عجیب گرفتم...

گویا ذهن نم زده من فراموش کرده بود کون و مکان پر شکوفه عشقت را

 که چگونه به سان عاشقترین موجود به جاهلترین مخلوقت عشق می ورزی ...

کاش ...

ای کاش کمی از انرژی اقیانوس وار این عشق اهورائی را

در ذرات پر غبار بی حسیمان   حس می کردیم ...

حس قشنگی می توانست باشد...

یا الهه عشق باز هم مرا شرمنده عطوفتت کردی ...

در ثانیه ثانیه خلوتم با جوابیه تو

حس می کردم در آغوشت آرمیدم...

 و گوش به زیباترین ملودی رنگهای ارغوانی داده ام ...

و نسیم گویای رمزیست از دیار نمی دانم ها ...

حس می کردم ...

یا الهه عشق

معبود من سپاسگذارم ...

/ 0 نظر / 14 بازدید