# عشق

خدای من دوباره خیس نرمای محبتهایت به دامان طلائی خوش بوی تو سر تعظیم بر آوردم و

  سلام معبود من... دلم برای تکه های دسر گون نمی دانم هایم تنگ شده بود ... شرمنده نگاه زلالت ... قربان آن صبر جمیلت ... میدانی من ... ادامه مطلب
/ 10 نظر / 17 بازدید